نظر علي الطالقاني

414

كاشف الأسرار ( فارسى )

بيرون نيامده باشد . 510 در صافى است از رسول خدا ( ص ) سؤال كردند خادم و غلام كه چنين است پس مخدوم و آقاى او چون است . فرمود قسم به آن كه جان من در دست او است كه تفاوت مخدوم با خادم مثل تفاوت ماه شب چهارده است با ساير ستارگان . 511 و در سورهء دهر فرمود : وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً : دور مىزند بر ايشان پسران كه هميشه خواهند بود و از لطافت و سفيدى و تلألؤ چنانند كه چون ببينى ايشان را گمان مىكنى كه ايشان لؤلؤ و مرواريدند كه رشتهء نظم ايشان گسيخته و ميان مجلس ريخته ، كه مىغلطند و حركت و گردش مىكنند و دور مىزنند . 512 هفتم : بيان ديد و بازديد و بزم سرور و مجلس عيش ايشان . و ما به يارى قائم عجّل اللّه فرجه ، پس از آنكه تا حال مقدمات بزم عيش را گفتيم و تا كنون لوازم مجلس سرور را شمرديم ، از قصر و تخت و فرش و باغ و گل و سبزه و چمن و پياله و شراب و ساقى و خواننده و ميوه و غذا و نسيم و آب و هوا ، ديگر محتاج به بيان نيست و از حدّ وصف بيرون است و لكن باز به قول خدا تبرك مىجوئيم و به ذكر مجلس عيش ايشان اشاره مىنمائيم . در سورهء حجر فرمود : وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ : از سينهء اهل بهشت كينه و حسد و عداوت و نفاق را بالمرّه برداشته‌ايم كه برادروار در نهايت صدق و صفا روى تخت‌ها رو به روى هم نشسته‌اند . 513 و در واقعه فرمود : عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ بخوان تا سَلاماً سَلاماً : بر تختهاى بافته شده به طلا ، مزين به مرواريد و جواهر ، رو به روى هم نشسته‌اند و تكيه كرده‌اند و پسران ساده با آن حسن و جمال ، گوشوارها در گوش ، ظرفهاى طلا و نقره و كاسه‌ها و پياله‌هاى جواهر پر از شراب معين را دور مىدهند و ساقى گردانى مىكنند و آن شراب مثل شراب دنيا نيست ، صداع و بيهوشى و بىعقلى نمىآورد و كسى در آن بزم با نظم سخن لغو و بيهوده نمىشنود و با هم جز سلام و سلامتى چيزى نمىگويند . و باز همان پسران بعد از دادن شراب معين ، دور مىدهند ميوه‌ها را از هر قسمى كه ميل نمايند و اختيار كنند و باز دور مىدهند كباب مرغان بهشتى را از هر قسم كه اشتها داشته باشند و از هر نوع كه ميل نمايند . 514 اللّهمّ ارزقنا . هشتم : بيان حوريان و زنان ايشان . چون در ميان لذات جسمانى از اين بالاتر و بهتر لذتى نيست لهذا در آيات و اخبار به جهت شوق بندگان در اين اهتمام بيشتر نموده‌اند پس ما نيز متابعت را لازم